جمعه خوبی بود
ساعت یازده و نیم دختر برادر جان زنگید و گفت با بقیه عمه ها(خواهری ها) هماهنگ کرده و بریم بیرون...
رفتیم کنار رودخونه اش رشته پختیم با آتیش، با چ زحمتی،البته زحمت بقیه چون من فقط بیننده بودم....و کلی خوشمزه شد!!!
ضایع شدم و رفت!!!
برادر جان های محترم چه کاریی خب بی اجازه تلگرام و کام خواهرتون چک می کنید؟؟/دهههه
+از اینکه فکر نا خوشایندی درباره م بشه شدیدا بیزارم!!!
وقتی حتی خوابشو میبینی!!
و ی حسرت بزرگ رو دلت میشینه!
حتی ممکنه اونوی نباشه ک فک میکنی!
و پر از غصه میشی!!!!!!!!!
سلام
روز خوبی بود با دوستام رفتم بیرون ....
فیلم سینمایی شیفت شب دیدیم مزخرف بود.و تو سالن ب اون بزرگی فقط ما چهار نفر و دونفر دیگه بودن!!!
کلی تو پارک تاب بازی کردیم...خیلی خوش گذشت :-)
آدم در تنهایی است که می پوسد و پوک می شود و خودش هم حالیش نیست. می دانی؟ تنهایی مثل ته کفش می ماند، یکباره نگاه می کنی می بینی سوراخ شده. یکباره می فهمی که یک چیزی دیگر نیست. بیشتر آدم های دنیا در هر شغلی که باشند از خودشان هرگز نمی پرسند چرا چنین شغلی دارند. چیزهای دیگری هم هست که آدم دنبال دلیلش نمی گردد. یکیش مثل تنهایی است. خیلی ها فکر می کنند که سلامتی بزرگ ترین نعمت است، ولی سخت دراشتباهند، وقتی سالم باشی و در تنهایی دست و پا بزنی ، آنی مریض می شوی، بدترین نحوست ها می آید سراغت ، غم از در و دیوارت می بارد، کپک می زنی، کاش مریض باشی ولی تنها نباشی...
#عباس_معروفی
سلام
چی میشد اون اتفاق که دوست دارم بیفته و من از این روزهای تکراری خلاص بشم
+رفتم دکتر , سونوگرافی و آزمایش تیروئید باید انجام بدم تا مشخص بشه!!!
++با پسر برادر جان رفتیم یه کم بچرخیم جریمه شد و من کلی ناراحت پسر برادر جان م!!!!
+++ازمون کتبی icdl خوب بود حالا فقط مونده آزمون عملی :-)
سلام
وقتی به قصد خرید انگشتر میرم
و با گوشواره برمیگردم....
+ثبات ندارم
++قدرت انتخاب ندارم
+++چه قد اخلاق من گنده یه ادم همیشه ناراضی که هیچ وقت خوشحال نمیشه!!!!
++++کتاب بی شعوری بس است دیگر! فوق العاده ست.
+++++من هم یه بی شعور تمام عیارم!
سلام
این هم از ازمون شهرداری!!!!
مثل اینکه منظور اونا از تخصصی با برداشت من فرق داشته....!!!!
آمار و ریاضی از دروس تخصصی من نبود؟؟
من آمار خوندم کلی...
اونوقت مدیریت مالی و قوانین شهرداری بود!! و من حتی یه نیم نگاه بهشون نیانداخته بودم!
هیچی دیگه ...برم غاز بچرونم بهتره!!!
سلام
یه اتفاقی افتاد...بیشتر عصبی م کرده تا ناراحت و همه تو چشا نگاه می کنن که یه موقع ناراحت نباشم!
+این روزا میگذره
روزای خوب میاد میدونم...
ولی تلخی این روزا تا همیشه رو قلبم میمونه!!!
پ ن :راستش بخواهید اون اتفاق باعث شد دلم بشکنه خیلی...خیلی ...
اینکه مورد ترحم واقع شم متنفرم ...
هیچ وقت نمیخوام کسی بفهمه این حالت نزار من ...
حالا مادر جان دو روزه گیره داده بره با مسبب اون اتفاق جدل کنه !!!
من گفتم نمیخوااام شما خودت دخالت بدی و برای من مهم نبوده!!
ولی مهم بوده و نمیخواستم خدای ناکرده مادریم کوچیک بشه...
من میخوام فقط خودم این ناراحتی تحمل کنم ولی مث اینکه همه رو ناراحت کرده!
///////////////////////////////////////////////
مکالمه های کوتاه
کفاف گلایه های بلند مرا نخواهد داد
تا کی سلام کنیم
حال هم را بپرسیم
و به هم دروغ بگوییم که خوبیم
دروغ هایمان از سیم های تلگراف و کوهها و دشت ها عبور کنند
و صادقانه به هم برسند
ما فقط
دروغهایمان به هم می رسد
من خوب نیستم...
اصلا.
#رویا_شاه_حسین_زاده
وقتی جمعه ازمون شهرداری دارم و شنبه ازمون icdl
, وقتی ازمون icdl کتابشو باز نکردم حتی یه نگاه بیندازم!!!
وقتی نمیدونم ازمون شهرداری از کدوم منابع سوال میده!!چون فقط گفته 120 تا سوال تخصصی و من نمیدونم دقیقا از کدوم درس تخصصی مضخرف سواله!!
وقتی تست شهردای سال های پیش هر چی میزنم هیچ جوره نمی دونم درسته یا نه چون جواب ندارن !!!
وقتی گوشیت دقیقا تو این دو هفته خراب شده با فلش و ویروسی کشی درست نمیشه و من نمی دونم چه مرگشه!!
وقتی کام خرابه و هر چند وقت یه بار میره کما و من دادم دراومده که اینو عوض کنید!!!!
تبدیل به ادم وحشتناکی میشم که با هر جرقه ایی منفجر میشه وهمه میگن الکی حرص میخوری...الکی؟؟
ومن بازم منفجرم میشم که به خودم ربط داره دوست دارم حرص بخورم تا بمیرم..
حالا به جهنم که هیچ کدومشون درست نمیشه به جهنم
به جهنم که ازمون رو قبول نمیشم
واین به جهنم تو زندگی من خیلی داره تکرار میشه
سلام
از اینکه مادر و خواهر خواستگار محترم اول بیاد خونه دختر ببینه متنفرم
وای چه قد حس بدیه!!! این دیدار،حس کالا بودن ب آدم دست میده ک انگار اومدن ببینند ک ی موقع،خط وخشی نداشته باشه یا چه بدونم چی...ومحبوری ی لبخند بزنی که از هر چی زهرخند بدتره
و پر ازحس مسخره بودن،انگار در قرن دقیانوس یم...
امان از این جور موقع ها ک من هاپووووم هاپوهااا
######################
سه شنبه
چرا تلخ و بی حوصله؟
سه شنبه
چرا این همه فاصله؟
سه شنبه
چه سنگین،
چه سر سخت،
فرسخ به فرسخ
سه شنبه
خدا کوه را آفرید...
#قیصر_امین_پور
باران که می بارد
تمام کوچه های شهر
پر از فریاد من است
که می گویم
من تنها نیستم
تنها، منتظرم
تنها...
#کیکاووس_یاکیده
+احتمالا اگه اهل شهری ک زیاد بارون میآمد ، بودم،افسردگی گرفته بودم
و اینجا همچنان بارونی....
هوا اینجا بارونیه...
ومن تنها کاری ک روز ای بارونی میتونم انجام خوابیدنه...حتی اگه ی خروار کار داشته باشم،یا ی خروار درس
++اگه ب مغزم ی کیبورد وصل بود ب طور حتم من داستان نویس یا شاعر میشدم
از بس کلی داستان ،شعر تو مغز من ول میخورند تا بیا م بنویسم پریده ند،ب طوری ک حتی وقایع روزانه مو نمیتونم به درستی بنویسم....
مهر بیچاره،واسم دعا کنید
اصولا همه ادما یه ذات کثیفی دارن...
نمی دونم ذات درسته یا نه
میشه گفت یه وجهه کثیفی
که گاهی بعضی ادما می تونن کنترل ش کنن و به کسی صدمه نمیزنن...به این آدم میشه گفت نرمال
ولی گاهی اوقات که کنترل نمی کنن وفقط پنهانش می کنن
وبه این صورت اون وجهه کثیفشون نمایان میشه...
+واینکه این روزا این ادما میشه بیشتر شناخت..در این سرای مجازی و....
و اینکه من خیلی متاسفم...
گاهی برای او
چیزهایی می نویسی
بعد پاک می کنی
پاک می کنی
او هیچ یک از حرف های تو را
نمی خواند
اما تو
تمام حرف هایت را
گفته ای
#مورات_هان_مونگان
#####
در حاشیه رو ب صورت گذری امروز دیدم،واینکه تو توهمش کتک خورد فوق العاده بود تا ده مین من فقط می خندیدم و مادری با تعجب نگاهم میکرد،خندیدم کلی....
سلام...
یه خاله جان چه قد میتونه مهربون باشه ؟؟
البته از نوع مهر باشه که دیگه فوق العاده میشه !!!!
دارم کلی کار تایپی دانشگاه پسر خواهر جانم رو انجام میدم , اون هم تو این شرایطی که به ازمون شهرداری فقط دو هفته مونده و من کلی درس نخونده دارم.
همین خواستم از مهربونیا خودم بگم که هرچی بگم کم گفتم
پسر خواهر جانم عروسک گاوی را که براش تو ایستا دایرکت کرده بودم و خریده و پست نموده
همچین خاله ای هستم...
بدون هدیه هرگز...
خوبه میدونه...
+عکس گاوم نمیاد..
من میگم قشنگه شما هم بگید قشنگه
آدم ها
وقتی می آیند
موسیقی شان را هم با خودشان می آورند ...
ولی وقتی می روند
با خود نمی برند
آدمها
می آیند
و می روند
ولی در دلتنگی هایمان
شعرهایمان
رویاهای خیس شبانهمان
می مانند!
جا نگذارید!
هر چه را که روزی می آورید را
با خودتان ببرید!
وقتی که می روید
دیگر
به خواب و خاطرهی آدم برنگردید.
#هرتا_مولر
سلام
خوبم ...
***چه خوب میشد برم یه جای دور خیلی دور و فقط خودم باشم و نه هیچ کس دیگه که بشناسمش...***
این هفته هر شب عروسی دعوت بودیم ومادر جان کشون کشون منو میبرد عروسی...
آآآآییی منم از هرچی عروسی بدم میاد اغا جان ما نمیخوام تو شادی شما شریک باشیم خودتون جشن تون بگیرین برین پی کار خودتون دیگه
نه اخه عروسی نوه دایی پدر شد عروسی...
همین...
+آی آی از این جمله که ان شااالله عروسی خودت که هی من میشنوم متنفرم متنفراااا
در حال ترکیدن و ناراحتی هستم
اعصابم خورده و اینکه بیخیال باید بشم
بیخیال خودم واین زندگی کوفتی
خدا ممنونم ب خاطر هر چی خوب و بد ک دادی ولی من خسته م
ب جان خودم خسته م لطفی کن و تکلیف منو مشخص کن...
درد بی درمان شنیدی؟
حال من یعنی همین!
بی تو بودن، درد دارد!
می زند من را زمین
می زند بی تو مرا این خاطراتت روز و شب
درد پیگیر من است،
صعب العلاج یعنی همین!
ﻧﻪ کسی ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺳﺖ
نه کسی ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ
ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﮔﺬﺭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ی ﻣﺎ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﺎﻩ
ﺑﻴﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻣﺮﮒ ﻣﮕﺮ ﻓﺮقی ﻫﺴﺖ؟
ﻭقتی ﺍﺯ ﻋﺸﻖ
نصیبی ﻧﺒﺮی ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺁﻩ
#فریدون_مشیری
امیدی نیست ب این زندگی....
با وجود اینکه هیچ وقت زند گیو سخت نگرفتم...
به هرچی ک میخواستم اگه نمیشده،گیر نبودم..
ولی دیگه نمیکشم،خسته م،کاش روزنه ایی برای فرار بود از این زندگی بود.
*********
میگویند تنهایی پوست آدم را کلفت میکند
میگویند عشق دل آدم را نازک میکند
میگویند درد آدم را پیر میکند ...
آدم ها خیلی چیزها میگویند
و من، امروز
کرگدن دلنازکی هستم که پیر شده است!
#مهدی_صادقی
سلام
ایام ب کام
امسال بعد از 25 سال خواهر بزرگه شب یلدا پیش ما بود..جای پسرش خیلی خالیه،ب خاطر امتحاناش نتونسته بیاد، همه خواهرها و برادرها بودن ب جز خواهر وسطی
حسابی خوش گذشت
کلی بازی و خنده
+خونه حسابی شلوغه نمیشه درس خوند
++همش در حال مهمونی رفتن و مهمونی گرفتن نمیشه درس خوند
× دلایلم که اگه قبول نشد
########
بـه تاراج برده ای تمام حواسـم را
مـی خندم تویــی
مــی گریـم تویــی
مــــی خوابــم تویـی
انگار نقاشـی ات را پشت پلکـم کشیده اند
اکـــنون
برایت می نوســیم
کاش می فهمـــیدی
دلتنـــگی سخت است
ویــرانم کــرده ای . . .
#مصطفی_سعیدی
مرد اگر بودم،
نبودنت را غروبهایِ زمستان
در قهوهخانههایِ دوری
سیگار میکشیدم
نبودنت
دود میشد ...
و مینشست رویِ بخارِ شیشههایِ قهوهخانه
بعد تکیه میدادم به صندلی
چشمهایم را میبستم
و انگشتانم را
دورِ استکانِ کمر باریکِ چایِ داغ حلقه میکردم
تا بیشتر
از یادم بروی!
_
نامرد اگر بودم
نبودنت را
تا حالا باید
فراموش کرده باشم
مرد نیستم اما
نامرد هم نیستم
زنم
و نبودنت
پیرهنم شده است!
....
#رویا_شاه_حسین_زاده
سلام
عروسی پسر خاله جان بود
خیلی خوش گذشت فقط این دو سه ساعت راه کلی خسته مون کرد..
خواهر جان از اهواز اومده حسابی خونه شلوغ شده
با خواهر جان بزرگه بحث مون دراومد و من کلی گریه کردم...
ازمون شهرداری شرکت کردم
************
چشم به راهم
چشم به راهِ چه چیزی؟
مردی که گل برایم می آورد
و حرف های شیرین
مردی که من را می بیند و می فهمد
با من حرف می زند و به من گوش می دهد
مردی که برایم گریه می کند
و من دلم برایش می سوزد و
دوستش دارم.
#مرام_المصری
ترجمه: #سیدمحمد_مرکبیان
"چون گناهی آویخته در تو"
###########
پ ن :
شعر بالا رو تو گروهی ک با بردار جان و خواهر ی ها بودم گذاشتم ک واکنش برادر جانم جالب بود:
مهر جان ابروی ما رو نبر میااااد
ومن:
بابا من ک شعر نسروده بودم،خخخ
وقتی چشمت ی پالتو قشنگه گرفته و دوستش داری ولی چون کوتاه و ممکنه ی ادم ناحسابی ب گناه بیفته ،از نمی دونم چی ....و مادریت میگه نع،نمیشه بخریش
و من مث بچه های دو ساله لج می کنم
لج می کنم از این همه مسخرگی...
لج می کنم ک برای خرید لباسم باید حواسم ب چشم و هوس یکی دیگه باشه....
دلم گریه میخواد....
*******
ببیـــن!
سراغ مرا هیچ کس نمیگیرد
مگر که نیمه شبی،
غـــصه ای، غـــمی، چیزی
#مهرداد_نصرتی
❣
سلام ...
بین انجام دادن و ندادن ،ی کار موندم...
نمیدونم چی کنم..
ترجیح میدم یکی ب جای من تصمیم بگیره و من ادامه کار و برم...
پراز نامیدی و ترس م....
###
گاهی زانوهایت
می شود تمام دنیایی که داری!
آنها را در آغوش می کشی
و فقط اینگونه می شود
تنهایی را تاب آورد.
با یک آغوش خیالی...
#علیرضا_اسفندیاری
رنجشی نیست
آدم ها همینند
خوبند
ولی فراموش کار
میآیند
می مانند
می روند
مثل مسافران کاروان سرا
مثل ازدحام بی انتهایِ یک خیابان
...
کسی برایِ بودن
نیامده ...
نمیآید !
#نیکی_فیروزکوهی
سلام....
شهادت امام رضا تسلیت...
دوست داشتم الان مشهد بودم...
دلم تنگه....
×××××
یا بقیة الله !
باید به پای اسم قشنگت بلند شد
شوخی که نیست ، صحبت سلطان عالم است
اقا جان دوریت "درد" بی "درمان" است...
ای پسر فاطمه روز جمعه است و"دلم" برایت "تنگ" است...
ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرَج
تا امروز از تو نوشتم
امشب از عشقت انصراف میدهم !
سخت است
دوست داشتن تو
خسته ام !!!
می خواهم
کمی استراحت کنم
شاید فردا
دوباره عاشقت شدم
#غلامرضا_بروسان
سلام...
فردا تولد برادر جانم ....
برادری ک فقط برادر نیست تمام عشق منه...
برادری ک فقط ده سال ازم بزرگتر ولی پر از پشتیبانی و تکیه گاه بودنه...
+همیشه باشی
ارشد ثبت نام کردم.
سلام....
خدایا مرسی
من عاشق برفم...
با پسر خواهر جانم کمی خیابون گردی و کلی برف بازی کردیم... عملا من گلوله های برف پرتاب می کردم رو طفلی ,اونم می گفت بزن خاله جان من خسیس نمیشم و بدم نمیاد...و گلوله های برفی خودش میزد رو درختا ....
خدا کنه تا صبح بباره...
×روز حسابدار مبارک..مرسی واقعا از همه عزیزانی ک تبریک گفتن ممنون م.
اصن شرمنده..من چطور و چگونه جبران کنم؟

**********
می خواستم کمی...
فقط کمی !
دوستت داشته باشم ....
از دستم در رفت....
عاشقت شدم....
#احمد شاملو
سلام
حس پوچی تمام وجودم گرفته و همیشه همینطور بوده
موقعی ک یونی می رفتم ناراضی بودم،از رشته م از محیط دانشگاه،از استادام
وقتی ک سرکار رفتم بازم ناراضی بودم،از خودم،از صاحبکارم،از محیطش
الان هم ک بیکارم وبازم ناراضی....
و این حس بد تا همیشه با منه اگه درست نشم...
و هیچ لذتی نخواهم برد و ب دنبالش این افسردگی و حس منفی ب محیط اطراف....
****
و چه قدر خسته ام از «چرا؟»
از «چه گونه!»
خسته ام از سؤال های سخت
پاسخ های پیچیده
از کلمات سنگین
فکرهای عمیق
پیچ های تند
نشانه های با معنا، بی معنا...
دلم تنگ می شود گاهی،
برای یک «دوستت دارم» ساده
دو «فنجان قهوه ی داغ»
سه «روز» تعطیلی در زمستان
چهار «خنده ی» بلند
و پنج «ما» دوست داشتنی!
مصطفی_مستور
سلام...
امروز روزه بودم ک متاسفانه حالم بد شد خیلی بد...الاان دقیقا میشه گفت یه روزه هیچی نخوردم و مداوم استفراغ دارم...
وبا کلی فحش روبرو شدم ک شما بیخود روزه می گیری...
*****
مرگ سخت نیست.
من فقط دلم تنگ میشود برای طعم مهربان کلوچه های داغ فومن و گس زغال اخته های نارس.
مرگ هر روز صبح از سقف اتاق به من زل میزند ،
هزار بار در آغوش میکشیدمش اگر فقط.
مادرم عکسم را در کیف پولش نگاه نمیداشت.
مصطفی طلوعی.
****
سلام
خوبین..
اغا جان من مث چی ترسیدم...
آخه چرا کسی نیست به من بگه خواهرمن,,,عزیزمن..شما که همینطور نزده رقصیدی بیخود می کنی فیلم ترسناک میبینی....
الان از هر گوشه از اتاق صدا میاد 
چشممو میبندم صحنه های ترسناک فیلم میاد
من چطوری بخوابم....
عایا مادریو بیدار کنم؟
خدایااااااا
* فیلمthe conjuring دیدم
*یعنی چی مینویسن براساس واقعیت ..نمیگین یه دخترک بینوا فیلمو میبینه
*یعنی از اول تا اخر فیلم بسم اللله...از دهن من نمیفتاد...

کجایی عزیزم
بیا تا رگامو تو خونت بریزم
بیا روتو رو کن
منو زیر و رو کنکجایی تو بی من، تو بی من کجایی
+اهنگ بسیار زیبا محسن چاووشی عزیز
سریال شهرزاد حتما ببینید...
سلام
این مدت نیومدم بنویسم چون چیزی واسه گفتن نیس...تکرار مکررات..
همون تنهایی
همون رفتن روزا....
البته سر ی موضوعی کلی غصه خوردم...ک نتیجه ش شد ی هفته مداوم خواب...
وقتی پر از غصه م میخوابم...
خواب داروی خوابی برای غصه نخوردنم...
مگر چند بار
به دنیا آمده ایم
که این همه می میریم!
#گروس_عبدالملکیان
کتاب هایی که خوندم
مادربزرگ سلام می رساند و می گوید متاسف است
اتاق
تک و تنها در پاریس
سمفونی مردگان
تمام نورهایی که نمی توانیم ببینیم
زندگی دوم
دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم
صد سال تنهایی
سلام
مادر جان دلم با دوستاش رفتن مشهد و منو پدری خونه ایم.
روزا خیلی کند تر میگذره وقتی مادر جان دلم خونه نیست....
*
ﺑﺎ ﻋﻄﺮ ﺗﻮ
ﺩﺭ ﯾﮏ ﺍﺗﺎﻕ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩﺍﻡ
ﺍﯾﻦ ﻋﺬﺍﺏ ﺭﺍ
ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﯽ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯽ! ...
#ایلهان_برک
*
. میدانى چیست.....!
یک وقت هایى باید خودت را به بیخیالى بزنى...
بیخیال تمام ادم هایى که دوستت ندارند!
بیخیال تمام کار هایى که مى خواستى بشود...ولى نشد!
بیخیال تمام رکب هایى که خوردى!
بیخیال هر کس که امروز وارد زندگیت شد و فردا رفت!
بیخیال تلاش هاى بى نتیجه ات...،دوست داشتن هاى بى ثمر ات!
وقتى کسى دوستت ندارد اصرار نکن!
وقتى کسى برایت وقت ندارد خودت را به زور در برنامه هایش جا نده!
وقتى کسى نمى خواهد تو را ببیند پا پیچش نشو!
زندگى همین است!شاید تو براى همه وقت بگذارى ولى قرار نیست همه دوستت داشته باشند و برایت وقت داشته باشند......
شاید بهانه هایشان براى فرار تو را قانع نکند....ولى به قول سموئل_بکت:
"گاهى فقط باید لبخند بزنى و رد شوى...بگذار فکر کنند نفهمیدى...!
drahmadhellat
سلام
با مادر جان دلم بحث،کردم....
بعد نشستم زار زدم که چه رفتاری دارم با مادرم و مث چی پشیمون شدم.....
سلام
خوبین ؟؟
این چند روز تو اینستا عکس شله زرد دیدم و بد جور هوس کردم ومنتظر بودم کسی تو این ایام بپزه و برای ما هم بیاره و اما دریغ...هیچ شله زردی در چند کیلومتری خونه ما پخته نشد
در نتیجه خودم دست ب کار شدم ب مادر جان گفتم واسه سوم امام نذر شله زرد دارم..نذر نداشتم ،اما دلم میخواست که...
مادر جان من اصولا پایه نذرو...اینجور ماجرا هاست...
و اینجور شد ک من و مادری شله زرد پختیم...
خدا قبول کنه...
+اینم عکسش
