روزهای یک دخترک
روزهای یک دخترک

روزهای یک دخترک

سوختن

سلام

 این روزها حسابی خونه شلوغه

عروسی پسرعمو و اومدن خواهری از دیار غریب به خونمون و....

حسابی خسته م

یه محیط آروم و بدون صدا میخواممممم


+گوشی سوخته ناراحتم :-(

فراموشی

کاش میشد همه چی از یادم بره

همه چی...

پر از بغضم

پر از تنفر

از خووودم


کاش میشد همه چی از یاد بره

خدایا فراموشی میخوام.


17/5/92


از خاطره ها شکر گذارم، بروید

مالِ خودتان دار و ندارم، بروید
*علی رضا آذر*


دلم گرفته

 

دیوانه تر از من چه کسی هست،کجاست

یک عاشق ِ این گونه از این دست کجاست

تا اخم کنی دست به خنجر بزند

پلکی بزنی به سیم آخر یزند

تا بغض کنی،درهم و بیچاره شود

تا آه کِشی،بندِ دلش پاره شود


*علی رضا آذر*


سلام دلم گرفته خیلی...

خیلی بده یه چیزهایی که برای بقیه بدیهی واسه تو آرزو باشه

خسته م

دلم گرفته دلیلش m-s:-(

سلام

*

اینجار رو خیلی دوست دارم

مث یه دفتر چه خاطرات یا  یاداشت که توش از خواسته ها و آرزوهام و و اهداف بنویسم

ویا خاطرات روز مره  فیلم هایی که دیدم و کتاب هایی که خوندم

*

کتاب هایی که تا الان خوندم و تو کتابخونه موجوده می نویسم ،خیلی از کتاب  ها خوندم از کتابخونه گرفتم و پس اسمشون یادم رفته مثل برباد رفته و... کتابهای  کلاسیک و یا از نویسنده‌ای مثل  مودب  پور ها فهیمه رحیمی و دانیل استیل و ....

ما تمام ش می کنیم

دختری در قطار

من پیش از تو 

من پس از تو 

یک بعلاوه یک 

آخرین نامه معشوق 

خلیج نقره ایی

دختری که رهایش کردی

میوه خارجی

بادبادک باز 

هزاران خورشید تابان

و کوهستان طنین انداز شد 

بیگانه

نبرد من

جز از کل

ریگ روان

دوستش داشتم

گیرنده شناخته نشد

صبحانه در تیفانی 

مرگی بسیار آرام 

نامه

عشق هرگز فراموش نمی کند

ما دروغگو بودیم

نحسی ستاره های بخت ما

دفترچه ممنوع

عقاید یک دلقک

دوست بازیافته 


و اما امروز پر بود از تلخی و اعصبانیت با مادری

الکی گاهی اوقات بی اعصاب میشم

و اینکه کمی مبانی کامپیوتر خوندم برای آزمون 


فیلم

سلام

امروز فیلم غرور و تعصب دیدم فوق العاده قشنگ بود

تولید ٢٠٠۵

عاشق مستر دارسی م:-*

پیشنهاد می کنم ببینید

تصمیم

سلام روز های اردی بهشتی تون به شادی...

 تصمیم گرفتم که در آزمون استخدامی آموزش و پرورش  شرکت کنم و کلی جزوه و نمونه سوال جمع کردم...

حالا بخونم ببینم چی میشه چون فعلا  شرایطش نیومدده 

ولی امیدوارم حداقل شرایط من جز شرایط باشه .خخخhttp://www.blogsky.com/images/smileys/112.png


+راستی عاشق اشعار علیرضا آذر م

*

چشم وا کردم از تو بنویسم

لای در باز و باد می آمد

از مسیری که رفته بودی داشت

موجی از انجماد می آمد

*

معارفه

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

بازگشایی

سلام...

روز و شبتون به خوشی..