| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
دیروز خانواده جاری ناهار دعوت مادر شوهر بودن
خیلی خانواده خوب و مهربونی بودن
و خیلی قانع و کم توقع....
آقا یعنی چی دستتون خالی ما خونه نمیخوام ماشین نمیخوام طلا نمیخوام .....
ای جان اومد خواستگاری ی سری حداقل ها رو داشت و ...
و هی مادر شوهر می گفت خیلی دختر خوبیه..
و دختر قانع ایی و....
حالا بیخیال در کل در برخورد اول تو دل برو بود
و نکته مهم و خیلی مهم مادر شوهر برای زیر لفظی یک نیم سکه هدیه قرار بده
در صورتی که به من زیر لفظی نداد و ای جان پلاک ک زنجیر داد فقط
از دیشب مغز ای جان دارم میخوررم دیدی به من چیزی نداد !!!!!
امروز سالگرد عروسی مون و ۷ سال تموم
هفت سالی که هم توش شادی و خوشحالی بود هم دعوا و قهر ودر کنار هم بزرگ شدن
هوا به شدت آلوده س....
و کلاس های درس مجازی شده
یک اخلاق بدی که دارم اینه از همه دانش آموزان انتظار دارم درس بخونن و بفهمن و حاضرم هزار بار توضیح بدم ولی خب توانایی فهموندن برای ۳۳ نفر ندارم و واقعا خسته میشم
حالا که مجازی میشه وضع بدتر میشه
دانش آموز ها اصلا مشتاق نیستن ،شاید حدود پنچ نفرشون خوبن برای این رشته و مابقی اومدن یک دیپلم بگیرم و برن
پنجشنبه و جمعه دوست ای جان با خانم و دخترشون خونه ما بودن برای ناهار روز اول قیمه نثار و مرغ سسی گذاشتم برای شام رفتیم بیرون
برای فردا ناهار رفتیم رستوران سنتی بیرون شهر که بدم نبود
در کل مهمونی بدی نبود