روزهای یک دخترک
روزهای یک دخترک

روزهای یک دخترک

سی و یک تیر تولد برادر ای جان بود خانواده جاری مهمونی گرفتن ما رو دعوت کردن  خوب بود ولی خب کمی حاشیه داست از طرف خودمون نه اون طفلی ها

برای یک و دوم مرداد  رفتیم تهران پیش دوستمون  و بازار بزرگ و شوش رفتیم ی سری خرید داشتم انجام دادم....

سرما خوردم و آبریزش بینی و بدن درد دارم این وسط پریود شدم قوز بالا قوز....