| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
سین یکی از دوستامه که زنگ زد و گفت فردا ناهار میاد خونمون گفتم به اون یکی که میم هست بگم بیاد که زیاد مایل نبود و منم دعوت نکردم ولی خیلی دوست داشتم اونم دعوت کنم
بهرحال فردا ناهار مهمون دارم یک آدم از مهمونی دادن فرار کن
امروز کمی خونه رو جمع و جور کردم رفتم پیش پدر جان ورزش دادم اومد خونه ورزش کردم و الان یک آدم خسته م
فردا ناهار مرغ با سس مایونز درست می کنم
یکسال تقریبا خانواده ای جان دعوت نکردم واقعا حوصله آشپزی مهمون داری ندارم خیلی بده خودم میدونم امان ازمن