روزهای یک دخترک
روزهای یک دخترک

روزهای یک دخترک

اندراحوالات یه روز کاری من

سلام ...
اندراحوالات یه روز کاری من

ی شرکت فروش ابزارآلات کشاورزی بود که فوق العاده تمیز بود ..شک برانگیزااا،زمین برق میزد.


حسابدار قبلی از اینکه اخراجش میکردن خیلی ناراحت بود .اینطور که خودش می گفت دلیل اخراجش


مراسم عروسیه هفته بعدش بود که مرخصی میخواست وشرکت مرخصی نمیداد.


و مدام امواج منفی مثل" حجم کار زیاده،تو تجربه نداری و نمیتونی از پسس بربیایی " میفرستاد


و پشت سر خانم مدیر که وسواسیه و حس میکنه ریسه و به همه دستور میده، ،حرف زد


منم گوش میدادم ...بدون هیچ نظری


که ناگهان خانوم حسابداراحضار شد دفتر ریس


*مث اینکه اتاق ما شنود و دوربین داشت و بهش گفتن از فردا نیا و کارها مربوطه به من بگه..


البته من قبلش ب ریسشون گفته بودم س روز میام تا با محیط اشنا بشم بعدش اوکی میدم .


شب وقتی خبر دادم نمیام خانوم مدیر گقتن که این خانوم حسابدار اخلاق بدی داشتن


و دروغ گفتن وگرنه ب خاطر مرخصی ما کسی رو اخراج نمی کنیم...فقط اخلاق مهمه ،کار هم زیاد نیستش...


فی الواقعه حرف های هیچ کدومشون تاثیری روی انتخاب من نداشت،اگر از نظر جسمانی میتونستم ،شاید می رفتم


+موقع فسخ قراداد چون حالم خوب نبود با آژانس رفتم،خانوم مدیر گفت ریس نیستن !!


یه نیم ساعت دیگه میان و ماشین رد کنید بره،من هم همین کار کردم ،


حدود ده مین بعد رفت اتاق ریس!!!! چک منو تحویل داد،دقیقا میتونست این کار رو همون موقع انجام بده


مدیر بد جنس


دختر برادر جان شیمی سراسری قبول شده خوشحالم.

نظرات 1 + ارسال نظر
بهامین سه‌شنبه 24 شهریور 1394 ساعت 11:04 http://notbookman.blogsky.com

سلام عزیزم
خوبی؟؟؟
تبریک واسه قبولی برادرزاده

سلام
ممنون خوبم ...
فدای شما

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد