-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 2 مرداد 1397 13:28
عروسی دوست ای جان بود. رفتیم تبریز خوش گذشت.... *دلم شکست بابت حرفش :-\ **دلم ترسید... خواهر جان و پسر بزرگش و عروسش اومدن پیش ما
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 29 تیر 1397 03:06
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 28 تیر 1397 03:49
خب این دوره از زندگی م شیرینه این دوست داشته شدن و دوست داشتن لذت بخشه و من راضی م ...با تمام کبود ها و مشکلات.... خب من آدمی نبودم و نیستم ک بتونم تنهایی خوشحال باشم و حالا حال ِِ دلم خوبه وشکرر آقای ای هم خوووبه و اینک حدود دوسال منو میخواسته خیلی رو دوست داشتن من تاثیر گذاشته، دعوا هم کردیم سر مانتو یی ک خریدم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 تیر 1397 22:46
همه چی خوبه ... همه چی مرتبه... دلم خوش نیس... خدایا دلموخوش کن!!! بزار شاد باشم با چیزهای کوچیک....
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 17 تیر 1397 21:55
سلام... اینو فهمیدم تا ادم خودش نخواد چیزی تغییر نمی کنه..و من تنها میتونم رو رفتار خودم کنترل داشته باشم نه فرد دیگ... اینکه کوتاه بیام نبینم و سکوت کنم داره برام سخت میشه... دلم گرفته ... بی حوصله م دیروز بدنم کلی کهیر زد... رفتم دکتر امپول الرژی زدم/
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 9 خرداد 1397 02:52
سلام اومدم بعد ی ماه .... دیروز تولدم بود:) همه چی خوبه....ی اختلاف نظری ها هست خب اما زندگی با همه تفاوت ها شیرینه ب شدت خسته م چون همش مهمونی و بیرون م با ای جان رفتیم نمایشگاه کتاب عشق هرگز کافی نیست ازدواج بدون شکست پنج زبان عشق خریدیم
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 10:52
روزهای خوبی هستن خیلی خووووب کمی استرس دارم اما خوشحالم ک تو رو دارم:) همین ک منو می فهمی .....برام کافیه *جمعه مراسم بله برون بود شنبه رفتیم محضر ببینیم برای مراسم عقد یکشنبه رفتیم آزمایش بدیم ک منم قرص نوافن خورده بودم و آزمایش ندادم:) دوشنبه با خواهری و ای جان رفتیم بیرون کلی پیاده روی کردیم و بعد ناهار خونه خواهری...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 31 فروردین 1397 09:37
امشب مراسم قندشکون و نامزدی امیدوارم خوشبخت بشم تو این دو هفته ک باهاش صحبت کردم فهمیدم *دو سال منو دوست داشته و بخاطر خجالت از برادری پیش قدم نمیشده **فوق العاده اجتماعی و شاده
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 24 فروردین 1397 01:17
باهاش دارم تلفتی می حرفم تا الان ک خوب بود مسئله ایی نیست تا ببینم چی میشه
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 23 فروردین 1397 00:39
خدایا خودت اررومم کن صبر بده بهم
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 22 فروردین 1397 01:02
روز های پر استرسی دارم. شنبه صبح بدترین اتفاق ممکن افتاد ترجیح میدادم بمیرم... وشبش قرار بود خواستگار بیاد و من تو هپروت بودم و اصلا خواستگاری و صحبتش برام ارزش نداشت،بهش فک نمی کردم:( صبحش من مرده بودم اخ از شنبه از خراب شدن اعتماد از رفتن آبرو عزیزترین کسم از اینکه خدایا ستار العیوب من هنوز منو دوست داره،اما...
-
سال جدید
پنجشنبه 16 فروردین 1397 23:14
سلام سال نو مبارک موقع تحویل سال خواهری کوچیکه فقط پیش ما بود ... دو تا خواهرای بزرگا پیش هم بودن و خواهری وسطی خونه مادر شوهر بود برادری هم خونه مادر زنش بودن و بعد سال تحویل اومدن ک صبح زود رفتیم اهواز خونه ی خواهری بزرگه دو روز اونجا بودیم خوش نگذشت کلی دلخور شدم کلی :(( پسر خواهر بزرگه با خودمون اوردیم از اون طرف...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 21 اسفند 1396 22:43
اسفند برای من همیشه پر از استرس.. کلی بدو بدو کردیم وسط این بدو بدو رفتیم سینما یعنی من در سال این همه بیکار و .. نمیرم سینما!!! بدون تاریخ بدون امضا دیدیم خوب بود!! سرکار خوبه...محیطش خوبه...فقط خیلی کار ندارم اون وسطا میشینم کتاب میخونم و عذاب وجدان دارم:\ کاش کسی بود... بلد نیستم تنهایی خوشحال باشم و این بده...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 22 بهمن 1396 00:55
خسته م .... از همه چی
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 8 بهمن 1396 18:56
از 5 شنبه دارم ممیرم سرکار
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 3 بهمن 1396 13:45
ب سرانجام نرسید خیلی باهم فرق می کردیم
-
کشتی سانچی
یکشنبه 24 دی 1396 13:20
یادم نیست اخرین بار کی خبر خوب شنیدم دل من هم سوخت.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 17 دی 1396 22:42
میدانی بعضی وقتها دلم میخواهد برای یک نفر مهم باشم ! کسی که برایم غیرتی شود و رگ گردنش باد کند ... کسی که از دیدنم صورتش غرق لبخند شود ... چشمانش از خنده هایم برق بزند... مسخره اس نه ؟ میدانم ، اما خسته شده ام از تظاهر ، از اینکه بگویم همه چیز طبق روال است و به روی خود نیاورم ! دیگر نمیتوانم ؛ من هم دلم میخواهد بعضی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 13 دی 1396 13:36
بیدار میشوی به خودت صبح بخیر میگویی برای خودت چای میریزی تکیه میدهی به خودت و فکر میکنی دلت برای چه کسی باید تنگ میشده است؟ و چرا هیچکس آنقدرها که باید خوب نبود که این صبح بی او از گلوی آدم پایین نرود؟!
-
ه
دوشنبه 4 دی 1396 01:52
شبا وقتی میخوابم... وقتی از تنهایی خودم بغل می کنم ت اعماق وجودم دلم برای خود تنهام میسوزه برای این تنهایی ک بیست شش ساله ش .... این ک عشق و دوست داشتن و دوست داشته شدن تجربه نکرده با هیچی این زندگی کار ندارم ..... ولی سختمه گذشتن این روزا از زندگی م ک داره با تنهایی می گذره..... نمی دونم کجا ولی ی جا خوندم ی چیزایی...
-
اصفهان
یکشنبه 26 آذر 1396 18:28
اولین بار که به اصفهان رفتیم تور یک روزه بود میدان نقش جهان ،کاخ چهلستون سی و سه پل برد، خوووب بود.
-
اصفهان
سهشنبه 21 آذر 1396 02:17
تور ی روزه اصفهان دیدم ب دوستام گفتم نیومدن .خودم تنهایی ثبت نام کردم. نمی دونم چ شکلی میشه تنها یی مسافرت رفتن !!!!! اما ی روز ه س و مطمئنم بهم سخت نمیگذره من عاشق اصفهان م و نیومدن اونا باعث نمیشه ک قید سفر بزنم:| *شایدشروعی برای سفرتک نفره باشه. کلی خسته م دلم شکسته....از دست تو رررررتو...باکارات رفتارات ..خدایا در...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 15 آذر 1396 20:34
احاس می کنم قلبم در حال فشرده شدن زندگی برام سخته خیلی سختتت بی هیچ انگیزه ایی............ تمم بشه برم پی کارمم
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 9 آذر 1396 02:29
تمام تنم میلرزد… از زخمهایی که خورده ام..!! من از دست رفته ام…شکسـ ــ ـ ـته ام می فهمی؟؟ به انتهای بودنم رسیده ام اما…! اشــــــک نمیریزم پنهان شده ام پشت لبخـــندی که درد میــــکند... ***چشمام قلبمه شده!!!!از گریه..وقتی واقعیت محکم میخوره تو صورتم. ..من با ید ب خودم بیام.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 8 آبان 1396 20:00
خب اتفاق خاصی نیفتاده دختر خواهری دندون دراورده..پسر خواهری هم خوبه... ماگ قشنگم شکست کلی ناراحت شدم اصلا حوصله شلوغی خونه رو ندارم دوست دارم زودتر همه برن تنها بشم چن روز پیش داشتم گریه می کردم برادری اومد دید کلی ناراحت شد و هی می گفت خب چرا ...دلیلش پسر خواهری ک دوره از اینجا بود... همین
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 مهر 1396 01:19
وقتی تلاش نکنی و بخوای موفقیت دو دستی بهت برسه خیلی نادان باید باشی
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 17 شهریور 1396 20:58
مادری ساعت یک شب رسید خدایا شکر
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 12 شهریور 1396 13:01
حس می کنم هیچ فرقی با بیست سالگی م ندارم ن پیشرفتی ن رشدی هیچچچچ
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 شهریور 1396 12:23
9 تولد بابام بود براش ی کیک کوچیک گرفتم کلی خوشحال شد:-D دلم تنگ مادری م....
-
سرعین
پنجشنبه 26 مرداد 1396 07:57
ب محض اینکه سوار ماشین میشم چشم بسته میشه فکرو خیال شیرین میاد سراغم